السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
597
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
نگاهى به رجال آن اين حديث هم دور انداخته شده ( مطروح ) است ؛ چون در طريقش « مندلبنعلى » است - كه تنها كسى است آن را از ابنجريج نقل كرده همانگونه كه خود طبرانى بر آن نص دارد - نسائى در « كتاب الضعفاء و المتروكين » گويد : « مندلبنعلى ضعيف است . » و ذهبى گويد : « ابوحاتم گفت : استاد است و ابوزرعة گفت : سست است و احمد گفت : ضعيف است . » « 1 » و در « الضعفاء » ذهبى است : « در او سستى است ، احمد و دارقطنى او را ضعيف شمردهاند . » « 2 » و ابنحجر گفت : « جوزجانى گفت : حديثش از دست رفته است . و حاكم ابواحمد گفت : نزد آنان قوى نيست و ساجى گفت : ثقه نيست ، منكرهايى روايت كرده است ، و ابنمعين گفت : عبدالرّحمانبن مهدى از او حديث نمىكرد . ابنقانع و دارقطنى گفتند : ضعيف است . و ابنحبّان گفت : در اثر حافظهى بدش ، مرسلها و موقوفها را بالا مىبرد پس استحقاق ترك را يافت و طحاوى گفت : هرگز از اهل ثبت در روايت نيست و به او احتجاج نمىشود . » « 3 » و در « تقريبالتّهذيب » آمده است : « ضعيف است . » « 4 » و صفىالدّين خزرجى گفت : « احمد و ديگران او را تضعيف كردهاند . » « 5 » ابنحجر عسقلانى دربارهى « ابنجريج » گويد : « جرمى به نقل از مالك گويد : ابنجريج بيهودهگو بود » و « عثمانالدارمى به نقل از ابنمعين گفت : در زهرى چيزى نيست . » گفت : « جعفربنعبدالواحد به نقل از يحيىبنسعيد گفت : ابنجريج راستگو بود ، پس اگر گويد « مرا حديث كرد » منظور شنيدن است . و اگر گفت « مرا خبر داد » ، قرائت است و اگر گفت « گفت » شبيه باد است . » « 6 » گويم : و تو ملاحظه مىكنى كه در سند طبرانى نيز هيچگاه نگفته است « گفت » .
--> ( 1 ) . ميزانالإعتدال 4 / 180 . ( 2 ) . المغنى في الضعفاء 2 / 676 . ( 3 ) . تهذيبالتّهذيب 1 / 264 . ( 4 ) . تقريبالتّهذيب 2 / 274 . ( 5 ) . خلاصة تذهيب الكمال / 387 . ( 6 ) . تهذيبالتّهذيب 6 / 357 .